صالحین مسجد( با محوریت بینش مطهــر )

سنگر مجازی حلقه های صالحین

صالحین مسجد( با محوریت بینش مطهــر )

سنگر مجازی حلقه های صالحین

صالحین مسجد( با محوریت بینش مطهــر )
روش شناسی(متدولوژی) استاد مطهری
برای درک صحیح از اسلام، انسان و جهان هستی،
برای جستجو گران حقیقت بویژه جوانان جذاب خواهد بود.
روش شناسی فیلسوفی عارف
و فقیهی مجاهد
که هنوز عبارت زیبای او، وجدان های بیدار را
به تحسین نظام فکریش وا می دارد
که گفت:
"من ستایشگری معلمی هستم
که اندیشیدن را به من بیاموزد
نه اندیشه ها را"


پیوندهای روزانه
کلمات کلیدی

صالحین سردار شهید خادم صادق

بهترین تفریح مؤمن شناست.

استخر نیم بهای برق شیراز ویژه ی صالحین

استخر برق شیراز نیم بها

اصول کار تیمی

غدیرخم از نگاه شهید مطهری

مبلغ و میزان قدرت مقاومت یک ملّت

رئیس جمهور آمریکا فتوا صادر کرده است که

مقاومت مردم غزه نمونه ای از قدرت مقاومت انسان

امروز قضیّه‌ى اوّل جهان اسلام قضیّه‌ى غزّه است؛

خطبه‌هاى امام خامنه ای در نماز عید سعید فطر

سگ هارى و گرگ درنده‌اى به انسانهاى مظلوم حمله کرده است؛

سامانه پیامک KHAMENEI.IR

توصیه قرآن برای انتخاب همسر

همایش آسیب شناسی ماهواره (دجالواره)

دجال در آخر الزمان مردم را فرا می خواند به عبودیت خودش

مفهوم دجال در روایات

باید کار را از نقطه ی آسان و با مساعدت همگرایان آغاز کنیم

مقایسه دجالواره با ماهواره

دجال به عنوان نماد قدرت ثروت و فرهنگ که در تقابل با دین

باید با این هنر ها آشنا شد و با ابراز خودشان به جنگ آنها رفت

ماهواره به دنبال تغییر سبک زندگی

دجال که در آخر الزمان است با همه اقتدارهای دجال های گذشته

شروع عملیات افشای دجالواره شیطان با رمز یا علی بن ابیطالب علیه السلام

آغاز عملیات بزرگ افشای دجالواره شیطان

افشای دجالواره شیطان

شروع عملیات

سپاه احمدبن موسی شیراز پیشتاز افشای دجالواره ی شیطان

نشست های مقدماتی عملیات بزرگ دجالواره شیطان

یک شاه بیت اخلاقی در روابط اجتماعی

آخرین نظرات

انسانشناسی مناسک عاشورایی 

در گفتگو با دکتر فکوهی

Print Friendly

زمان انتشار: ۱۳:۰۱ ۱۳۹۱/۱۰/۱

مناسک از مهم ترین عواملی هستند که می توانند حافظه تاریخی را در سطح فردی ولی از آن مهم تر در سطح جمعی تولید و بازتولید کنند

ناصر فکوهی، انسان شناس، نویسنده و مترجم برجسته هم روزگار ماست. او دانشیار گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، مدیر تارنمای انسان شناسی و فرهنگ و عضو انجمن بین المللی جامعه شناسی و ایران شناسی است. آنچه در پی می آید، گفت وگوی ما با ایشان درباره آئین های عاشورایی و شهر از منظر نگاه انسان شناسانه است.

آئین های
عاشورا از زاویه نگاه انسان شناسی چون شما، چه مفهومی دارد؟

ناصر فکوهی- آئین های عاشورا در نگاه علوم اجتماعی جزئی تفکیک ناپذیر از مجموعه هایی به
حساب می آیند که در فرهنگ به آن ها فرایندهای مناسکی اطلاق می شود و تقریبا در تمام
جوامع کنونی و گذشته انسانی وجود داشته اند. البته با اشکال، محتواها، کارکردها و روابط
متفاوتی که هر بار باید به دقت به آن ها اشاره کرد. بنابراین نباید نتیجه گرفت که استفاده
از مفهوم «مناسک» لزوما ما را در نوعی جهان شمولی در سطح جهانی، در سطح اسلام و حتی
در سطح مذهب شیعه قرار دهد. این شاید نقطه اساسی باشد که تفکر اجتماعی را از رویکردهای
دینی به موضوع جدا می کند. برای شهرشناسان، فرهنگ شناسان، انسان شناسان و جامعه شناسان، این مناسک در کنار مضامین مذهبی و بسیار مورد احترامشان دارای نقش ها و کارکردها و
جایگاه هایی اساسی در نظام اجتماعی هستند.

اگر خواسته باشیم به صورت مختصر به مواردی اشاره کنم، می توانم به چند فرایند که در مناسکی همچون عاشورا در نظام اجتماعی پدید می آید، در این گفت وگوی کوتاه بپردازم. نخستین فرایند،
فرایند تولید و بازتولید حافظه تاریخی است. مناسک از مهم ترین عواملی هستند که می توانند
حافظه تاریخی را در سطح فردی ولی از آن مهم تر در سطح جمعی تولید و بازتولید کنند.
این حافظه می تواند استناد به وقایعی مستند یا با استناد به وقایعی اسطوره ای باشد
ولی آنچه اهمیت دارد در واقعی بودن (در معنی دقت در روند و جزئیات رویدادها) و یا اسطوره ای بودن
(در معنای پر و بال گرفتن های ذهنی و اخلاقی و نمادین و نشانه شناختی و غیره) نیست،
آنچه اهمیت دارد، مفهوم «بازگشت»ی است که مناسک ایجاد می کند که لزوما بازگشتی تقویمی
است چنانکه این مراسم هر سال تکرار می شود و زمینه ای را ایجاد می کند که استناد های
تاریخی که به ویژه در بعد ارزشی، اخلاقی و الگو وارشان اهمیت داشته باشند، تکرار شوند.

از همین جا به نقش مهم دیگر مراسم عاشورا و آیین های مشابه می رسیم، اینکه این مناسک، مناسکی هویت ساز هستند؛ یعنی، افراد شرکت کننده در آن ها با مشارکت خود و بر اساس بازتولید
الگوهای برگرفته از نمونه های آغازین (
archétype) به شخصیت خود هویت می بخشند یا این هویت را تقویت می کنند. حال با توجه به آنکه هر جامعه ای بدون برخورداری از کنشگرانی که دارای هویت هایی انسجام یافته در سطوح فردی و جمعی باشند، نمی تواند به حیات خود ادامه دهد، اهمیت چنین مناسکی و دلیل پایداری شان را درک می کنیم. با هر بار تکرار مراسم، هویت ها، بازسازی شده و انسجام می یابند و کنشگران می توانند نه تنها در فرایند مراسم، بلکه به ویژه پس از آن در روابطی اجتماعی بر اساس تعاملات رفتاری و ذهنی با یکدیگر مشارکت کنند و به جامعه خود تداوم ببخشند. در کل هر جامعه ای از خلال مجموعه ای از چنین فرایندهای آیینی می تواند خود را تعریف، الگوهای مرجع خود را ساخته و به حیات اجتماعی خود ادامه دهد. البته این نکته را نیز ناگفته نگذاریم که رویکرد نسبت به این یا آن مراسم، برای مثال رویکرد نسبت به مراسم عاشورا لزوماً در بین گروه های
مختلف اجتماعی یکسان نیست. به عبارت دیگر افراد یک جامعه بر اساس تکثر در آیین ها و تکثر در تعبیرشان از هر آیین هویت های فردی و اجتماعی خود را بازسازی می کنند.و سرانجام باید به نقش این آیین در بازسازی قالب های «زمانی / مکانی» در نظام کنش، اشاره ای کوتاه کرد، هر آیینی کمک می کند که مجموعه کنشگران یک جامعه بتوانند ظرف یا ظروف زمانی / مکانی خود را بازیابند. تکرار مراسم، تکراری است که زمان و مکان را بازسازی می کند و به فرد و گروه اجازه می دهد خود را در «جهان» بازیابد. در صورت نبود چنین فرایندهایی یا در صورت تضعیف آن ها بی شک، چنین ظروفی نیز تضعیف شده و ما با آسیب هایی روبرو خواهیم شد که به دلیل اخلال در تولید و بازتولید فضا و زمان به وجود می آیند.

هنوز هم تهران در بسیاری از زمینه ها از سبک زندگی گرفته تا سیستم معماری الگویی برای سایر
شهرستان هاست و به همین دلیل نیز توجه و آسیب زدایی از تهران نه امری صرفا محلی بلکه امری است که باید آن را ملی به شمار آورد.

۰ نظر ۰۵ آذر ۹۲ ، ۰۰:۲۷
وبلاگ صالحین مسجد(با محوریت بینش مطهر)

شناخت و رهیافت

 به کتاب «ایران آینده به سوی الگویی مردم­شناختی برای ابرقدرتی ایران» اثر دکتر ابراهیم فیاض

Print Friendly

زمان انتشار: ۱۸:۵۰ ۱۳۹۰/۱۱/۸

عنوان: ایران آینده به سوی الگوی مردمشناسی برای ابرقدرتی ایران
نویسنده: ابراهیم فیاض
انتشارات: پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سال نشر: 1387


«ایران آینده به سوی الگویی مردم­شناختی برای ابرقدرتی ایران» کتابی است از دکتر ابراهیم فیاض که
پژوهشگاه فرهنگ و هنر و ارتباطات وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی چاپ اول آن را در سال
۱۳۸۷ در قالب ۱۳۳ صفحه راهی بازار نشر گردانیده است. مؤلف در ۱۵ فصل و بخش نتیجه­ گیری
به طرح نگاه خویش در موضوع پیشرفت و تبدیل ایران به ابرقدرتی پرداخته است.

در «مقدمه» کتاب؛ تفاوت مردمشناسی به مثابه­ی دانش مطالعه­ ی
غیرغربی ها برای غربی ها و جامعه­ شناسی به مثابه­ی راه پیشرفت نوع غربی یعنی توسعه
و جهانی شدن مورد بحث قرار گرفته است و از ایجاد افق های جدید برای مردم­شناسی در
کشور بحث گردیده است.

«مفهوم آینده نگری» عنوان فصل اول است، که با طرح این که
فایده­ ی مطالعه­ ی تاریخ تسلط بر آینده است، آغاز می شود. مؤلف با طرح دو نوع نگاه
فلسفی غربی و عرفانی شرقی به طرح دیالکتیک جنگ و فلسفه و روییدن نگاه خطی به توسعه
از دل فلسفه نگاه کرده و تمدن و توسعه و جهانی شدن را حاصل همین نوع نگاه می داند.
وی با طرح دیالکتیک معنا-نشانه، اولین گام برای تمدن­سازی و آینده­نگری را ذیل
خیال و هنر دانسته و شهرسازی را براساس تخیل، اولین گام می داند که خود آن تخیل را
سامان خواهد داد و نقاشی و موسیقی بر اساس آن، شکل خواهد گرفت. در نهایت از ضرورت
سیاست­گذاری رسانه­ای در باب خیال­سازی می گوید و دو چارچوب یکسان­سازی تخیل با محوریت
رسانه­های جهانی و تکثرگرایی خیال­سازی با محوریت ارتباطات میان­فرهنگی و ضرورت
تکیه بر رسانه­های خیال­ساز تر کم تر گویا با محوریت کتاب سخن می گوید.

«مفهوم ابرقدرتی» عنوان فصل دوم است که با طرح قدرت و
اقتدار و نفوذ مشروع به تنش قدرت ها برای نهادینه کردن اندیشه­ی قدرت مرکزی در خود
اشاره می نماید. معتقد است جهان پدیداری های مختلف از دین نشئت گرفته و نظام های
معنایی برآمده از دین، تولید ساختار و تمدن می کنند. در زمان ظهور، جهان، تبدیل به
جهان ارتباطات خواهد شد و همه­ی آن آیه خواهد بود و تولید و مبادله­ی معنا در اوج
قرار خواهد گرفت و برای درک نظام معنایی اطراف انسان، نظام نشانه­ای آن نیز پیدا
خواهد شد. در پایان نیز متذکر می شود که از فلسفه­ی تاریخ ملت های متفاوت، آینده
شناسی متفاوتی استخراج می شود.

«تاریخ شناسی ابرقدرتی ایران» عنوان فصل سوم است که با ذکر
ظهور تمدن ها بعد از انقلاب های مذهبی،دوره های ابرقدرتی ایران را ذیل تاریخ پنج هزارساله ی
غیر مکتوب، دوران اسلامی و عصر صفویه مطرح کرده است. وی اولین انقلاب معرفتی ایرانیان
را مهرپرستی یا یکتاپرستی دانسته که ذیل حرکت از خدایان
طبیعی-زمینی-حسی-واقعی-فرهنگی به خدای متعالی-عقلی-حقیقی-مطلق شکل گرفت، که معرفت
را از حالت استقرایی و جزء­نگر به قیاسی و کل نگر تبدیل کرد و نوعی تکثرگرایی پس
از وحدت ایجاد کرد که خشونت­گرایی تکثرگرایی بی­وحدت را نداشت. سپس در طول ۸۰۰ سال
حکومت اسکندر، سلوکیان و اشکانیان، ایران دچار رکود معرفتی و تبدیل به یک ابرقدرت
خفته شد. حاکم شدن تفکر یونانی و تجرید صفات از ذات، به عنوان مبنای معرفتی، نتیجتاً
خدا شدن هر صفت و ایجاد اسطوره ها و تولد فلسفه از آن را موجب شد. فسادهای شدید
نیز از همین شرک صفت­گرایی پدید آمد. گام بعدی، ایجاد مذهب حکومتی و دولتی زرتشت و
شکل دهی انسجام اجتماعی و کلان ایرانی مقابل رم بود. سپس بعد از سه قرن از غلبه­ی
اسلام بر ایران، انقلاب معرفتی با بازتولید تصوف اسلامی براساس الگوی باستانی ایران
- یعنی اشراق و عرفان – شکل گرفت و صلح جهانی، با تکثرگرایی در پناه وحدت ترسیم
شد. فکر تمدن اسلامی، ایرانی، خیال آن هندی، زبان آن عربی، بازوی آن ترکی بود.
جانشینی ترکان آسیای مرکزی با ایرانیان خشونت­گرایی و فساد و خشونت و هم جنس گرایی
را جانشین کرد. در دولت صفوی بار دیگر همه­ی این عناصر، گرد هم جمع شدند. بعد از
مشروطه الگو، ذیل غرب­گرایی تفسیر شد و وابسته­سازی ذیل ابرقدرت سازی در پهلوی
سامان یافت. انقلاب اسلامی پنجمین بیداری ایرانیان بود و غرب نظریه­ی جهانی شدن را
با محوریت مبارزه با هسته­ای شدن ایران سامان داد. شرق­شناسی­زدگی جزو موانع
مطالعه­ی تاریخی ایران است. با توجه به رخ دادن تاریخ در جغرافیا باید توریسم
رسانه­ای و گردشگری جغرافیایی تاریخی مد نظر قرار گیرد.

«جغرافیاشناسی ابرقدرتی ایران» با ذکر ضرورت درک جغرافیا درک
تاریخ و جغرافیای تفهمی استوار بر اساس جغرافیای معرفتی و شناختی و سپس فرهنگی
شروع می شود. مطالعه ی معرفت­شناسی و روش­شناسی تحقیقات جغرافیایی و مطالعه­ی
تاریخ جغرافیایی و جغرافیای تاریخی جزو کارهای ضروری است؛ لذا شناخت چرخه­ی معرفتی
جهان و ایران، و تعامل آن دو با هم، اهمیت می یابد. نیز جغرافیای ساختاری باید
مطالعه شود. ایران قبل از مشروطه و پیدایش نفت، بر اساس محوریت روستاها و وفق­یافتن
شهرها با روستاها سامان یافته بود. پیدایش نفت و اقتصاد کارمندی و ورود ایران در
بازار جهانی و خروج از اقتصاد خودکفایی با محوریت روستا موجب بازتولید زندگی مصرفی
و وابستگی ایران و محوریت شهرها و تهران شد. انقلاب اسلامی با حرکت حاشیه ها و
شهرهای کوچک علیه قشر متوسط تهرانی و شهرهای بزرگ غرب گرا شکل گرفت و با جهادسازندگی
تلاش شد جغرافیای وابستگی از بین برود و با تشکیل بسیج، جغرافیای استقلال شکل
گرفت. بعد از جنگ، تلاش به مقابله­ی با فرهنگ بسیجی و حاکم­سازی ارزش های غربی و
رشد و فروش تراکم در تهران شد. 

مهم ترین اقدام؛ تهران­ شکنی ساختاری و معرفتی و فرهنگی و
سپس توزیع ثروت و جمعیت و معرفت و فرهنگ بر اساس آن است. ایران دارای نظام جغرافیایی
تولید و مبادله­ی معناست که اصفهان؛ قلب معرفتی آن، شیراز؛ مرکز تلفیق فرهنگ
ایرانی و هندی، ...

۲ نظر ۰۴ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۷
وبلاگ صالحین مسجد(با محوریت بینش مطهر)

در گفتگو با فیروز رازنهان مطرح شد:

ایرانیان تک رو نیستند!

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

Print Friendly

زمان انتشار: ۰۷:۰۸ ۱۳۹۱/۱۲/۱۳

اشاره: جناب آقای دکتر فیروز رازنهان، دکترای مدیریت رفتار سازمانی و استاد دانشگاه هستند. پایان نامه دکترای ایشان در رابطه با جمع گرایی و کارگروهی ایرانیان است و در آن به روش علمی – موجود – اثبات کرده اند که ۹۵ درصد ایرانیان به صورت سنتی روحیه جمع گرایی دارند، اما این جمع گرایی در [...]

download (5)

اشاره: جناب آقای دکتر فیروز رازنهان، دکترای مدیریت رفتار سازمانی و استاد دانشگاه هستند. پایان نامه دکترای ایشان در رابطه با جمع گرایی و کارگروهی ایرانیان است و در آن به روش علمی – موجود – اثبات کرده اند که ۹۵ درصد ایرانیان به صورت سنتی روحیه جمع گرایی دارند، اما این جمع گرایی در نهادهای مدرن و بروکراتیک تضعیف می شود و این نهادها به خاطر ویژگی هایی که در ساختار و حقوق و دستمزد دارند فردگرایی در کار را ترویج میکنند. پایان نامه دکتری ایشان (که تدوینش شش سال طول کشیده) یک دایره المعارف از تمامی ادبیات موجود پیرامون روحیه جمع گرایی/فردگرایی در ایران و جهان است.

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی: آقای دکتر می گویند ایرانیان نمی توانند با هم کار کنند؟ نظر شما چیست.

بله بسیار گفته می شود که فرهنگ ملی ما کار تیمی را برنمی تابد. اما این حرف، گفته نامربوطی است. تز دکترای من راجع به کار گروهی در ایران بود. وقتی یافته های آن را می بینید، با آن فرض های معمول کاملاً متفاوت است. در این تز بنده راجع به کار تیمی کار کرده ام، به طور کامل این مشکل را تبیین کردم و واقعاً به پاسخ روشنی رسیده ام که چنین چیزی صحیح نیست.

چطور چنین چیزی ممکن است؟

بر اساس ادبیات موجود در جهان، فرهنگ جمع گرایی بر دو گونه است: یکی فرهنگ جمع گرایی نهادی است، و دیگری فرهنگ جمع گرایی گروهی. در جامعة ما فرهنگ به گونه ای است که اگر آدم ها با هم کار کنند عملکرد بهتری خواهند داشت، در حالی که ژنوم فرهنگی فرهنگ های غربی، بالاخص انگلیسی، این است که اگر آدم ها انفرادی کار کنند عملکرد بهتری خواهند داشت. اینها کاملاً تحقیقات معتبر و فراوان در این زمینه است.

  -  یعنی تصور عمومی اینطوری است، که اگر جمعی کار کنیم بهتر است؟ یا در عمل هم خودش را اینطوری نشان می دهد؟

نخیر. جوهرة ما اینطوری که با هم کار کنیم. ما در جمع گرایی گروهی ، ترجیحمان و ژنوم فرهنگی مان بر اساس این ساخته شده است که با هم کار کنیم. تمام آموزه های اسلام هم به این کمک کرده است که با هم کار کنیم. البته اساساً شرقی ها این طوری هستند، یکی بواسطة آیین بودا، و بودسیم و یکی به واسطه آیین اسلام. هر دو گفته اند که در جمع باشید، با هم باشید، و در فرهنگ متبلور است. در رفتار هم هست، من اگر به محیط کارم غذا بیاورم، فکر می کنید می توانم غذایم را در حضور دیگران به تنهایی بخورم؟ اصطلاحاً از گلوی من پایین می رود؟ شما چه فکری درباره من می کنید؟ یعنی نه من به تنهایی غذا از گلویم پایین می رود، و نه شما به عنوان یک عضو جامعه و همکار از من چنین انتظاری دارید. حداقلش این است که یا باید بیایید با من شریک شوید و غذایمان را با هم بخوریم که من هم خوشحال شوم، یا حداقلش این است که دو سه لقمه بخورید با من، آن هم یک عذری داشته باشید که نمی خورید وگرنه من حمل بر یک چیز دیگر می کنم، حمل بر این می کنم که مناسباتت با من ملاحظه دارد که نمی آیی این غذا را بخوری از من دلگیر هستی.

البته نمونه های تبلور این فرهنگ جمع گرایی در همة عرصه ها وجود دارد. خانواده برای ما فوق العاده مهم، جمع برای ما آن قدر مهم است که به خاطر جمع گاهی دینداری مان هم آسیب می بیند، شما اگر رفیقت زنگ بزند فلان کار را انجام بده، حتی اگر محذوریت داشته باشی انجام می دهی. گویا مکلف شرعی هستی که دوستت را اجابت کنی. شاید شرع هم آنقدر قدرت ندارد در این زمینه. یعنی اگر یک نیازمند بیاید اینجا می گویی ندارم. ردش می کنی. ولی به دوستت نمی توانی بگویی ردش می کنم. این جمع گرایی گروهی است. برای اعضای خانواده مان حق را ناحق می کنیم، همه مان اینطوری هستیم، این جمع گرایی می خواهم ببینی چقدر قوی است. اگر یک بچه محله تان به عنوان پلیس باشی بفهمی این هم آذربایجانی است کلی تحویلش می گیری تفاوت قائل می شویم، این جمع گرایی ما است.

  -   این به نظر شما فرهنگ شده است؟ امروزه هم در بین مردم ما هست؟

حالا داستان دارد، من نمی گویم همان قدر است، بله، آسیب دیده است. مثل گذشته نیست. چون طراحی مان بر اساس آن نبوده است، نهاد علم و فناوری مان اینطوری تعبیه نشده است که ما را به سمت جمع گرایی سوق دهد. اساسا وظیفه نهادها این است که منافع کل جامعه را تأمین کند. برای مثال وقتی می بینیم که بنزین این مملکت و سوخت این مملکت به هوا می رود، دیگر اینجا آدم ها نیستند بلکه نهاد ها دست به کار می شوند که راهی برای آن بیندیشند. اما ما در حوزه جمع گرایی نهادی به شدت مشکل داریم. یعنی نهادها هستند که کار جمع گرایی ما را خراب می کنند.

ما برای سنجش جمع گرایی شاخص هایی داریم. در سطح ارزشی،  ما به شدت به جمع گرایی اعتقاد داریم، در در سطح رفتار، جامعة ما جمع گرایی فرهنگی و گروهی اش بسیار بالا است؛ هم می گوییم باید قدر خانواده، رفیق، دوست و… را دانست و هم در عمل قدر می دانیم و رفتار می کنیم، اما وقتی وارد یک نهاد یا سازمان می شویم دچار مشکل می شویم. نهادهای علم و فناوری ما به جای اینکه همکاری و کار تیمی را تقویت کنند، فردیت را ترویج می کنند.

گروه های ما دقیقا بر اساس فردیت طراحی شده اند، یکی از اساتید که در دانشکده مدیر گروه بود می گفت، ما تا زمانی که در جلسات و گروه ها هستیم، تنها کاری که نمی کنیم کار گروهی است! اما پایمان را که از در بیرون می گذاریم رفاقت ها قوی است. این در حالی است که دانشگاه بر اساس گروه ها شکل گرفته، و اگر گروهی کار نشود، تولید علم پیش نخواهد رفت. چون کار ِ گروهی در یک سیستم یک دانش است، یک تکنولوژی نرم است. همینطوری حاصل نمی شود.

ما در این حوزه ها الگوهای ناسازگار فرهنگی را از غرب را وارد کردیم، وقتی این الگو را به سیستم دادیم، جمع گرایی ما دچار مشکل شد. ما یک نوع غرب گرایی بروکراتیک را تزریق کردیم سیستم ناکارآمد شد. اینکه می گویید جمع گرایی ضعیف شده، دلیل دارد. شما سالم ترین آدم ها را بیاورید در سیستم های دولتی ما روحیه اش عوض می شود.

-    خراب می شوند.

تعارف نداریم. چرا؟ چون یک فردگرایی بروکراتیک در این ساختار مهندسی شده و بر اساس روحیات غربی طراحی شده است. این است که افراد را به طرف غرب گرایی سوق می دهد. این سیستم بر اساس آموزه های فرهنگی اجتماعی ما طراحی نشده است.

-   ولی در غرب فضا برعکس بوده است یعنی به صورت فرهنگی غرب فردگرا بوده اند اما الان آمده اند به صورت نهادی آنها را جمع گرا کرده اند. خیلی جالبه.

الان آمده اند آنها جمع گرایی بروکراتیک را در حوزه های مورد نظرشان الزامی کرده اند. من در این کارم که بررسی کردم به خوبی نشان داده ام که این جمع گرایی و رفتار تیمی سه حوزه دارد. یکی سطح فرهنگ ملی، یکی سطح ساختارها (در سطح سازمان یا صنعت یا دانشگاه یا نهاد)، یک سطح هم مهارت های فردی؛ تمام تحقیقاتی که انجام شده راجع به همکاری و کار جمعی ایرانیان همه اش پرداخته به سطح فرهنگی، درحالی که برای کار جمعی در ایران...

۰ نظر ۰۴ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۰
وبلاگ صالحین مسجد(با محوریت بینش مطهر)